مقاله درباره نیمرخ ساختاری شخصيتي ورزشکاران رشته ورزشی کشتی با بروز ناهنجاریهای روانی

مقاله درباره نیمرخ ساختاری شخصيتي ورزشکاران رشته ورزشی کشتی با بروز ناهنجاریهای روانی

مقاله درباره نیمرخ ساختاری شخصيتي ورزشکاران رشته ورزشی کشتی با بروز ناهنجاریهای  روانی

لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

 فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 تعداد صفحات:110

چكيده

در اين تحقيق به مقايسة ويژگي‌هاي شخصيتي كشتي‌گيران  فرنگي و آزاد در سه رده سني نوجوانان، جوانان و بزرگسالان پرداخته شده و سؤال اصلي تحقيق بدين شرح مطرح گرديد كه - آيا نيمرخ شخصيتي كشتي‌گيران فرنگي و آزاد در سه رده سني نوجوانان، جوانان و بزرگسالان متفاوت است؟ و آيا تعامل معني‌داري بين سطوح ورزش كشتي(فرنگي و آزاد) و رده سني(نوجوانان، جوانان و بزرگسالان) وجود دارد؟ جامعة آماري تحقيق حاضر را تمامي كشتي‌گيران فرنگي و آزاد در سه رده سني نوجوانان، جوانان و بزرگسالان شهر تهران تشكيل مي‌دهند. با توجه به اينكه تحقيق حاضر از نوع زمينه‌يابي است، از اين رو در تحقيق حاضر نيز120 نفر با استفاده از روش نمونه‌گيري طبقه‌اي تصادفي با سهم مساوي به عنوان حجم نمونه مكفي در نظر گرفته شدند. ابزار مورد استفاده در اين پژوهش، پرسشنامه شخصيتي چندوجهي مينه‌سوتا (MMPI-2RF))ز هر لايه 20 نفر)ت بنيادي و كاربردي) د، عد از سفارت بلغارستان- پ 32- واحد 3بي در پژوهش حاضر نيز مهر تاييدي بر اين ادعاست.، كه توسط كامكاري و شُكرزاده (1388) رواسازي، اعتباريابي و استانداردسازي شده است، مي‌باشد كه با استفاده از مدل آماري تحليل واريانس دوطرفه و تحليل واريانس چندمتغيري، به آزمون سؤالات تحقيق پرداخته و در نهايت مشخص شد كه تعامل معني‌داري بين نوع كشتي با رده سني، مشاهده مي‌شود. بدين ترتيب كه جوانان با كشتي آزاد در شكايات بدني و هيجانات مثبت پايين و همچنين، نوجوانان با كشتي فرنگي در دروني كردن- هيجاني بالاتر از ديگر سطوح مي‌باشند.

 

 

 

 

 

 


 

 

فصل اول

(مقدمه و معرفی)


  1. 1. مقدمه

در حيطة روان‌شناسي كاربردي شاخه‌هاي گوناگوني وجود دارد كه از جمله مي‌توان به روانشناسي باليني، روان‌شناسي مشاوره، روان‌شناسي نظامي، روان‌شناسي كار سازماني و روان‌شناسي ورزش توجه خاصي را مبذول نمود. تمامي رشته‌هاي كاربردي روان‌شناسي با بهينه‌سازي زندگي انسان و باروري رفتار وي سروكار دارند كه مي‌توان به جلوه‌گاه‌هاي خاص روان‌شناسي در ابعاد زندگي انسان دست يافت (گنجي، 1384).

در روان‌شناسي ورزش نظريه‌هاي گوناگوني وجود دارد كه با وام‌گيري از نظريه‌هاي شخصيت تلاش مي‌شود تا بتوان مناسب‌ترين نظريه را براي توصيف و تبيين شخصيت ورزشكاران ارائه كرد. در اين زمينه مي‌توان به تعامل شخصيت و نوع ورزش تأكيد كرد كه رويكرد فلاش‌من مدنظر قرار دارد. فلاش‌من اعتقاد دارد كه بررسي ويژگي‌هاي شخصيتي ورزشكاران مي‌تواند ابعاد گوناگوني را در حيطه‌هاي روان‌شناسي ورزش مشخص سازد (سپاسي، 1385).

در حيطة الگوهاي شخصيتي كشتي‌گيران  فرنگي و آزاد در سه رده سني نوجوانان، جوانان و بزرگسالان و تاثيرات ورزش در شخصيت، مي‌توان به تحقيق دل‌خموش (1384) توجه نمود. در اين تحقيق كه به بررسي ويژگي‌هاي شخصيتي ورزشكاران تيم ملي پرداخته شد مشخص گرديد كه ورزشكاران تيم ملي از اعتماد به نفس، هيجان‌خواهي و ثبات شخصيتي بيشتري نسبت به ديگر افراد برخوردارند.

به عبارتي ديگر، هدف پيچيده و نهايي دستاورد روان‌شناسي، درك مسئله شخصيت است. مطالعة شخصيت در دهة 1930 رسماً با تلاش‌هاي گوردون آلپورت در روان‌شناسي آغاز شد. روان‌شناسان شخصيت، آن را به عنوان يك كليت روان‌شناختي كه انسان خاصي را مشخص مي‌سازد، در نظر مي‌گيرند. بنابراين، روان‌شناسي در بحث شخصيت همواره تفاوت‌هاي فردي را در نظر دارد و هدف آن تعريف هر چه صحيح‌تر از اين تفاوت‌ها و تبعيض آنهاست (سپاسي، 1385).

پيچيدگي ماهيت شخصيت، سبب پيدايي نظريه‌هاي گوناگون در زمينه شخصيت شده است. عليرغم وجوه اشتراك در بين اين نظريه‌ها، در رابطه با موضوع و روش و ساخت شخصيت به گونه‌اي ايستا مي‌نگرند. مانند نظريه فرويد كه بر اين باور است، شخصيت انسان در كودكي شكل مي‌گيرد و بيشترين نقش را در شكل‌گيري شخصيت به عوامل دروني مي‌دهد و يك شخصيت سالم را شخصيتي مي‌داند كه تعارض‌هاي دوره رشدي را بدون تثبيت پشت‌سر گذاشته باشد. برخي ديگر به تأثير عوامل اجتماعي بر رشد شخصيت تأكيد مي‌ورزند و به رشد آن به‌صورت پويا نگاه مي‌كنند. نظريه‌پردازان صفات، نظير آلپورت، كتل و آيزنگ شخصيت را مجموعه‌اي از عوامل و صفات پويا در نظر مي‌گيرند كه قابل اندازه‌گيري است (كريمي، 1387).

در حيطه روان‌شناسي شخصيت، چشم‌اندازهاي نويني ترسيم شده است كه در اين رهگذر مي‌توان به بررسي الگوهاي تحولي شخصيت پرداخت و مرزبندي دقيقي را در راستاي ويژگي‌هاي شخصيتي انسان مشاهده نمود. به راستي روان‌شناسي شخصيت مي‌تواند الگوهاي كاملي را از انسان ارائه دهد و معيارهاي دقيقي را براي اختلالات رواني فراهم كند (احمدي، 1381).

ويژگي‌هاي شخصيتي، امرزوه جايگاه خاصي را به خود اختصاص مي‌دهند و از ديرباز ويژگي‌هاي شخصيتي در هاله‌اي از ابهام قرار دارد و به راحتي نمي‌توان ويژگي‌هاي شخصيتي را تفكيك كرد؛ زيرا در رويكردهاي متفاوت، طبقه‌بندي‌هاي ويژه‌اي مطرح مي‌شود. به صورت كلي مي‌توان مطرح كرد كه ويژگي‌هاي شخصيتي از ديدگاههاي نظري متفاوت بوده و همواره الگوهاي انطباقي رفتار را در افراد نشان مي‌دهد (قراچه‌داغي، 1376).

شخصيت را مي‌توان مجموعه صفات هيجاني و رفتاري تعريف نمود كه مشخص كنندة شخص در زندگي روزمره او در شرايط معمولي است؛ شخصيت هر كس نسبتاً ثابت و قابل پيش‌بيني است. فقط وقتي صفات شخصيتي انعطاف‌ناپذير و ناسازگارانه بوده و اختلال كاركردي قابل ملاحظه يا ناراحتي ذهني بوجود مي‌آورند، تشخيص اختلال شخصيت گذاشته مي‌شود (پورافكاري، 1375).

در نهايت، مطرح مي‌شود كه در زمينه ويژگي‌هاي شخصيتي ورزشكاران و الگوهاي متفاوت شخصيتي بايد بتوان به ابعاد گوناگون روان‌شناسي شخصيت در ورزش توجه كرده و تلاش كرد تا رهنمودهاي متفاوتي را در شناسايي ويژگي‌هاي ورزشكاران مشخص كرد (واعظ موسوي، شجاعي، 1384). از اين رو، در اين تحقيق به مقايسة ويژگي‌هاي شخصيتي كشتي‌گيران  فرنگي و آزاد در سه رده سني نوجوانان، جوانان و بزرگسالان توجه شده و به ارتباط ورزش با متغيرهاي روان‌شناختي توجه مي‌شود.

 

  1. 1. بيان مسأله

ابهامات گوناگوني پيرامون نيمرخ شخصيتي ورزشكاران به صورت اعم و كشتي‌گيران به صورت اخص، به عنوان يكي از اقشار فرهنگي جامعه وجود دارد و توسعه فرهنگ ورزشي مي‌تواند نيازهاي ورزشي را مرتفع سازد. در حيطة رواني اجتماعي ورزش بايد به ضرورت پديده ورزش توجه كرده و تلاش كرد تا به نيمرخ شخصيتي ورزشكاران در راستاي مرتفع ساختن نيازهاي آنها  از يكسو و توسعه قهرمان‌پروري از سويي ديگر پرداخت.

در اين رهگذر شناسايي نيمرخ شخصيتي كشتي‌گيران در سطوح فرنگي و آزاد در سه رده سني نوجوانان، جوانان و بزرگسالان در نظر گرفته مي‌شود كه مي‌تواند برنامه‌ريزي ورزشي را تعيين نموده و اطلاعات بنيادي را در اختيار برنامه‌ريزان ورزشي قرار دهد. توجه به بهداشت رواني ورزشكاران، به عنوان يكي از اولويت‌هاي سازمان تربيت بدني شناخته مي‌شود كه اين اولويت در برنامه توسعه فرهنگي قرار گرفته است و به راحتي مي‌توان بازدهي شاخص‌هاي فرهنگي را در ارتقاء سطوح فرهنگي مشاهده كرد.

ورزشكاران، امروزه به عنوان يكي از اقشار فرهنگي بسيار مورد توجه قرار گرفته‌اند و توسعه فرهنگ ورزشي مي‌تواند نيازهاي ورزشي آن‌ها را مرتفع سازد. در حيطة رواني اجتماعي ورزش بايد به ضرورت پديده ورزش توجه كرده و تلاش كرد تا روحيه قهرمان‌پروري بر تمامي ابعاد حاكم شود. ورزش حرفه‌اي از يكسو بايد بتواند نيازهاي جامعه را مرتفع ساخته و از سويي ديگر بايد ابعاد قهرمان‌پروري را تكميل نمايد (كاكس[1]، 2002).

با اين وجود، در شناسايي ويژگي‌هاي شخصيتي افراد ورزشكار زن و مرد سردرگمي‌هاي فراواني وجود دارد و به راحتي نمي‌توان طبقه‌بندي دقيقي در زمينه ويژگي شخصيتي ورزشكاران صورت داد. برخي از اين افراد براي كاهش اين گونه ابهامات طبقه ورزشكاران را به دو گروه زن و مرد تقسيم كرده‌اند و به مقايسه ويژگي شخصيتي ورزشكاران زن و مرد مي‌پردازند (هادوي و زيبايي، 1384).

در اين رهگذر شناسايي ويژگي‌هاي شخصيتي قهرمانان ورزشي در سطوح حرفه‌اي به عنوان سرنخ و مسيرهاي گشوده در نظر گرفته مي‌شود كه مي‌تواند برنامه‌ريزي ورزشي را تعيين نموده و اطلاعات بنيادي را در اختيار برنامه‌ريزان ورزشي قرار دهد. توسعه پايگاه‌هاي قهرمان‌پروري به عنوان يكي از اولويت‌هاي سازمان تربيت بدني شناخته مي‌شود كه اين اولويت در برنامه توسعه فرهنگي قرار گرفته است. از اين‌رو، به راحتي مي‌توان بازدهي شاخص‌هاي فرهنگي را در ارتقاء سطوح فرهنگي مشاهده كرد. همچنين ضرورت توسعه ورزش حرفه‌اي معطوف به برنامه‌ريزي كلان سازمان تربيت بدني مي‌باشد.

توسعه ورزش همگاني با كسب مدالهاي قهرماني همراه نيست ولي ارتقاء پايگاه‌هاي قهرمان‌پروري مي‌تواند به اهتزاز درآمدن پرچم سه رنگ جمهوري اسلامي منجر شود و اين امر خطير زماني امكان‌پذير است كه استعداديابي صورت گرفته و بستر مناسبي براي شناسايي شخصيت‌هاي مستعد قهرمان‌پروري بدست آيد. با توجه به ابعاد پيچيدة شخصيت به راحتي نمي‌توان دريافت كدام ويژگي‌هاي شخصيتي شخص را به سوي توانمندي رواني در ورزش سوق مي‌دهد. برخي از مربيان موفق اعتقاد دارند كه سرسختي رواني عامل مهمي در كسب موفقيت ورزشي است و در مقابل عده‌اي ديگر اعتقاد دارند ويژگي شخصيتي انضبا‌ط‌گرايي و برون‌گرايي در ورزش‌هاي گروهي، بنيادي‌ترين اقدام براي گزينش شخصيت‌هاي خاص در حيطة قهرمان‌پروري است (ويليامز[2]، 2005).

بنابراين، با وجود ابهامات گوناگوني كه پيرامون ويژگي‌هاي شخصيتي ورزشكاران زنان و مردان وجود دارد؛ هنوز هم به گونه‌اي واضح و روشن مشخص نمي‌باشد كه كداميك از ويژگي‌هاي شخصيتي در مردان و كداميك از ويژگي‌هاي شخصيتي در زنان ورزشكار بروز مي‌كند.

به بياني ديگر، در حيطه روان‌شناسي، شناسايي تفاوت‌هاي فردي از اهميت بسزايي برخوردار است؛ چرا كه مي‌تواند در تبيين ويژگي‌هاي شخصيتي مؤثر باشد. شخصيت به عنوان يك سازه نظري كه به‌صورت يك كل واحد عمل مي‌كند، مجموعه‌اي از جنبه‌هاي بدني، عادات، تمايلات، حالات، افكار و رفتارهايي است كه در فرد به‌صورت خصوصيات و صفاتي نسبتاً پايدار درآمده و توصيف مي‌شود (فرمهيني، 1378).

تحقيقات فراواني در اين زمينه صورت گرفته است. براي مثال در تحقيقي كه توسط لورنز (1966)، تحت عنوان بررسي ويژگي‌هاي شخصيتي ورزشكاران و غيرورزشكاران صورت گرفته است، در يافته‌هاي خود مطرح مي‌نمايد كه ورزشكاران از ميزان پرخاشگري و درون‌گرايي پايين‌تري نسبت به غيرورزشكاران برخوردارند، در حاليكه ميزان ناسازگاري اجتماعي در ورزشكاران بالاتر از غيرورزشكاران مي‌باشد.

همچنين در تحقيق ديگري كه توسط وينر[3] (1986)، تحت عنوان بررسي ويژگي‌هاي شخصيتي ورزشكاران و غيرورزشكاران صورت گرفته است، مشخص گرديد كه افراد ورزشكار از منبع كنترل دروني بالاتري برخوردارند و از ميزان غرور، خجالت و سرافكندي پايين‌تري نسبت به غيرورزشكاران برخوردار مي‌باشند (هادوي و زيبايي، 1384).

در تحقيق هوسونگ[4] (2002) نيز كه به بررسي مقايسه ويژگي‌هاي شخصيتي ورزشكاران نوجوان و جوان پرداخته است، مشخص گرديد كه نوجوانان، ويژگي‌هاي شخصيتي برون‌گرايي را بيشتر از جوانان نشان مي‌دهند؛ در حالي كه جوانان بيشتر ويژگي‌هاي شخصيتي انعطاف‌پذيري را از خود به نمايش گذاشته‌اند.

 همچنين، در تحقيق آگنيو[5] (2003) نيز كه به منظور بررسي رابطه سن با ويژگي‌هاي شخصيتي صورت گرفته است مشخص گرديد كه ارتباط معناداري بين سن و ويژگي‌هاي شخصيتي وجود دارد.


[1]- Cox